سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]

 

هر چه در این دنیا زندگی میکنم بیشتر پی می­برم که زندگی فرصت اندکی است و این اندک فرصت مجالی برای غفلت و لغزش نمی­دهد!

لغزشی که شاید آنقدر مسیرت را طولانی کند که دیگر توان برگشت نداشته باشی. لغزشی که شاید آنقدر از عزیزانت دورت کند که دیگر محبت و عشق از وجودت رخت بربندد. و این است سرنوشت لغزش­های بی فکر...! لغزش­های عجولانه ... لغزش­های خانمان برانداز که به راحتی زندگی را از مسیر اصلی­اش دور می­کند.

شاید دیگر کار از کار گذشته باشد و شاید هنوز فرصت باقی است. فرصت جبران اشتباه، فرصت دوباره برای برگشتن به زندگی، برای زلال شدن و مثل ماه درخشان شدن. وحالا نوبت آن است که دیگران را دوست داشته باشی، فرصتی برای دوباره از نو شدن، جوانه زدن و شکوفا شدن .

شاید این بار ماده و صورت وجودی ات به جوهری دیگر تبدیل شود. جوهری که جسمت را چنان بسازد که روحی عالی از وجودت به ثمر بنشیند. روح تو دارای خلاهای بسیار است که باید آن را پر کنی، باید که ملا وجودی­ات را چنان بسازی که تنها جلوت باشد ونه خلوت!

روح تو بالقوه امکان تعالی دارد و عدم در آن راهی ندارد. کمی مراقب باش، کمی نگاهت را منعطف کن، کمی به خدا فکر کن تا بالفعل شود درون تو و زیبا شوی، شبیه خدا شوی. از زمانی که خدا بوده، جهان هم بوده پس همه صفات و الطافش را بر سرت ارزانی کرده است که تو راهت را خوب بشناسی، وجودت را از این انفعال به فعل تبدیل کنی. به کمیت کاری نداشته باش، کیفیت وجودی­ات را دریاب. زمان­مند باش تا از این چرخیدن­های مکرر به دور خودت برحذر باشی و به مکان طبیعی­ات بازگردی. به راستی مکان طبیعی تو مگر غیر از محضر ربوبی خداوند است!

حال که ذره­ای کوچک در این افلاک و در میان آب و هوا و خاک و آتش جهت­گیر جهان جهت­گر هستی، اگر میخواهی تغییرکنی باید که با همه وجودت به وحدت برسی باید از قوه به فعل حرکت کنی.

اینطور که باشی وجودت جسم پیوسته­ای میشود که اگر ذهن و زبان و چشم و گوشت هرکدام راهی برای خود انتخاب کردند، همه را به یک جهت سوق دهد، به درون، به نفس، به یکتایی جهان و یگانگی خالق جهان!

 

 

 


93/4/21::: 2:44 ع
نظر()